غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
209
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
ركن الدين صاين چون بمبادى سن رشد و تميز رسيد خود را در سلك ملازمان امير چوپان منتظم گردانيد و امير چوپان يوما فيوما در تربيتش مىافزود تا او را بوزارت سلطان نصب فرمود . گفتار در بيان اسباب تغيير مزاج سلطان ابو سعيد نسبت بامير چوپان سلدوز و ذكر سوختن خرمن عمر او و اولادش به آتش خشم جهانسوز خوانندگان عجايب حكايات و دانندگان غرايب روايات آوردهاند كه امير چوپان را دخترى بود كه طراوت عذارش طعنه بر گلبرگ طرى زدى و صباحت رخسارش از ماه و مشترى گروبردى بغداد خاتون نام و امير چوپان آن حور پرىزاد را در شهور سنهء ثلث و عشرين و سبعمائه در سلك ازدواج امير شيخ حسن بن امير حسين گوركان بن امير اقبوقاء جلاير كه امير شيخ حسن ايلكانى و امير شيخ حسن بزرگ عبارت ازوست انتظام داد و در سنهء خمس و عشرين و سبعمائه سلطان ابو سعيد را كه در سن بيست سالگى بود نسبت ببغداد خاتون تعلقى پيدا شده عنان صبر و قرار بيكبار از دست اقتدار شهريار كامكار بيرون رفت بيت چو دل در سر نرگس مست رفت * اگر شاه اگر بنده از دست رفت و اين بيت كه ثبت مىافتد از خاتمه غزليستكه جناب سلطانى در آن اوقات در سلك نظم كشيده بيت بيا بمصر دلم تا دمشق جان بينى * كه آرزوى دلم در هواى بغداد است و چون ياساء چنگيز خان چنانست كه هر عورتى كه مطلوب خان باشد بايد كه شوهر او را طلاق داده حرم پادشاه فرستد سلطان ابو سعيد بعد از كمال اضطرار محرمى نزد چوپان روان ساخته شمهء از ما فى الضمير خويش اعلام نمود چوپان از استماع اين سخن در بحر حيرت افتاده آتش غيرت در كانون درونش زبانه زدن گرفت و جوابى نه بر وفق مراد پادشاه گفت و سلطان لب از آن گفت و شنيد بربست اما از جانب چوپان غبارى بر حاشيه ضمير منيرش نشست و اين قيل و قال در آخر تابستان در ييلاق اوجان واقع شد و چون زمستان نزديك رسيد امير چوپان بملاحظهء آنكه هرگاه بعدى ميان محب و محبوب حاصل گردد شايد سورت عشق انكسار يابد امير شيخ حسن را با بغداد خاتون بقراباغ اران فرستاد و سلطان را طوعا و كرها بقشلاق بغداد برد و بعد از آنكه خسرو عالى مقام بمدينة السلام رسيد سلطان عشق بغداد خاتون بيشتر از پيشتر بر شهرستان ضميرش مستولى گرديد بيت دواى عشق گويند از سفر خيزد چه دانستم * كه در دل مهر آن مه خواهد افزون شد بهر منزل و چون صاين وزير كه ملك نصرة الدين عادل لقب يافته بود تغيير مزاج پادشاه را نسبت بچوپان نويان معلوم نمود بهنگام مجال شمهء از افعال و اعمال چوپان و اتباع او معروض گردانيد و فرمود كه اختيار داد و ستد تمامى حاصلات ولايات در قبضهء اقتدار چوپانيان است و با وجود او هيچكس از امراء وزرا و اركان دولت را اعتبارى نيست بيت